ترنج موبایل
کد خبر: ۹۳۸۳۲۴

فرامتن موضع‌گیری ترامپ در مورد اعتراضاتِ ایران

فرامتن موضع‌گیری ترامپ در مورد اعتراضاتِ ایران

«ترامپ همواره از ایران به‌عنوان یکی از نمادهای سیاست خارجی خود استفاده کرده و اکنون نیز با برجسته‌سازی اعتراضات و تهدید به دخالت، در پی ارائه چهره‌ای "قاطع" و "مدافع آزادی" برای مخاطب داخلی آمریکا است. این در حالی است که کارنامه عملی او، از خروج از برجام تا تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه مردم ایران، نشان می‌دهد که دغدغه اصلی‌اش نه حقوق بشر، بلکه فشار حداکثری و امتیازگیری سیاسی بوده است.»

تبلیغات
تبلیغات

فراروچند روزی از آغاز برخی اعتراضات در بخش های مختلف ایران می گذرد. اعتراضاتی که جرقه آغاز آن مربوط به نارضایتی از نوسانات شدید نرخ ارز و بی‌ثباتی در فضای اقتصاد ایران است که متعاقبا سخت‌تر شدن زندگیِ طیف های قابل توجهی از مردم را در پی دارد. از همان ابتدای اعتراضات، مقام های ارشد دولتی نظیر رئیس جمهور پزشکیان و دیگران، این اعتراضات را بحق و از اراده خود برای تلاش بیشتر و رفع مشکلات خبر دادند.

به گزارش فرارو؛ به طور خاص رئیس جمهور ایران به وزیر کشور دستورر داد تا با نمایندگان اصناف و معترضان گفتگو شود و درخواست های آن ها شنیده شود. عبدالناصر همتی رئیس کل جدید بانک مرکزی نیز در دیدار با جامعه اصناف و البته گفتگو با رسانه ها وعده داد که حدی از ثبات بار دیگر در فضای اقتصاد و به طور خاص بازار ارز کشور برقرار شود تا فعالان اقتصادی و مردم، شرایط بهتری را تجربه کنند.

با این حال، به تازگی شاهد وقوع یک تحول معنادار بوده ایم و آن موضع گیری دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در مورد اعتراضات جاری در ایران بوده است. وی در توئیتی گفته که "اگر ایران به روی معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آن ها را به طور خشونت‌آمیزی بکشد، آمریکا به کمک آن ها خواهد آمد. ما کاملا برای اقدام آماده‌ایم." هنوز زمان زیادی از این موضع‌گیری ترامپ نگذشته بود که علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در واکنش به وی گفت: "حساب کسبه معترض از عوامل تخریب‌گر جداست و ترامپ بداند که دخالت آمریکا در مسائل داخلی ما به هم ریختگی کل منطقه را به دنبال خواهد داشت و آمریکا نفعی از آن نمی برد. مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ آغاز کرد و مراقب سربازانشان باشند".

علی شمخانی دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران نیز بر قطع کردن دست هر بازیگر مداخله‌جو در صورت عبور از خط قرمزها سخن گفته است. به طور کلی طیف متنوعی از مقام ها و سیاستمداران ایرانی نسبت به موضع‌گیری ایخر ترامپ واکنش جدی نشان داده اند. آنچه واضح است، اعتراض بحق مردم در ایران باید شنیده شود اما آنچه ترامپ گفته، حامل 4 پیام و نکته معنادار است که توجه به آن ها ضروری به نظر می رسد.

1: ترامپ و نقض حاکمیت ملی ایران

نخستین پیام مهم موضع‌گیری ترامپ، تلاش آمریکا برای زیر سوال بردن اصلِ حاکمیت ملی ایران است. ترامپ با طرح این ادعا که آمریکا ممکن است "به نفع معترضان وارد اقدام شود"، عملاً خود را در جایگاهی قرار می‌دهد که گویی حق دارد درباره نحوه مدیریت مسائل داخلی یک کشور، مستقلا تصمیم‌گیری کند.

این نگاه، ادامه همان رویکردی است که آمریکا دهه‌هاست در قبال کشورهای مستقل دنبال می‌کند و تبدیل مسائل داخلی دیگران به پرونده‌ای بین‌المللی و سپس مشروع جلوه دادن فشار، تحریم یا حتی مداخله را دنبال می کند. از دید منافع ملی ایران، چنین نگاهی کاملاً مردود است زیرا پذیرش آن به معنای پذیرفتن قیم‌مابی یک بازیگر خارجی و تضعیف اصل بنیادین استقلال سیاسی است. اصلی که هزینه‌های سنگینی برای آن پرداخت شده و بخش مهمی از اجماع ملی حول آن شکل گرفته است.

2: ترامپ و استفاده ابزاری از اعتراضات داخلی ایران

پیام دوم این موضع‌گیری، بهره‌برداری ابزاری از اعتراضات داخلی ایران است. اعتراضات اجتماعی، ریشه در مسائل واقعی اقتصادی، معیشتی و اجتماعی دارند و بخشی از پویایی هر جامعه‌ای محسوب می‌شوند. اما ترامپ با پیوند‌زدن مستقیم این اعتراضات به احتمال دخالت خارجی، عملاً تلاش می‌کند آن‌ها را از یک مساله داخلی به یک ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل کند.

در این چهارچوب، معترض نه شهروندی با مطالبه مشخص، بلکه اهرمی برای فشار بر حاکمیت ایران تصویر می‌شود. این رویکرد، حتی اگر در ظاهر با ادبیات حمایت از مردم همراه باشد، در عمل به ضرر همان مردمی تمام می‌شود که ترامپ مدعی دفاع از آن‌هاست. زیرا هرگونه شائبه دخالت خارجی، زمینه را برای امنیتی شدن فضا، تضعیف مطالبات واقعی و پیچیده‌تر شدن مسیر اصلاحات داخلی فراهم می‌کند.

3: ترامپ و مخابره یک پیام منطقه‌ای

پیام سوم، انتقال ناامنی و بی‌ثباتی به سطح منطقه‌ای است. ترامپ با سخنان خود این تصور را القا می‌کند که تحولات داخلی ایران می‌تواند بهانه‌ای برای اقدام آمریکا در منطقه باشد. این پیام نه فقط به ایران، بلکه به کل خاورمیانه ارسال می‌شود. منطقه‌ای که به اندازه کافی از تبعات مداخله‌گری‌های آمریکا آسیب دیده است.

تجربه عراق، افغانستان، سوریه و لیبی نشان داده که هر جا آمریکا با شعار حمایت از مردم وارد شده، نتیجه نهایی چیزی جز بی‌ثباتی، گسترش خشونت و تضعیف ساختارهای ملی نبوده است. از این منظر، تهدید لفظی ترامپ نیز بخشی از همان زنجیره ناامن‌سازی است و طبیعی است که ایران آن را نه یک موضع انسانی، بلکه خطری بالقوه برای ثبات منطقه تلقی کند.

4: ترامپ و بازی جدید در قالب سیاست داخلی آمریکا

پیام چهارم این موضع‌گیری، مصرف داخلی آن در سیاست آمریکا و شخص ترامپ است. ترامپ همواره از ایران به‌عنوان یکی از نمادهای سیاست خارجی خود استفاده کرده و اکنون نیز با برجسته‌سازی اعتراضات و تهدید به دخالت، در پی ارائه چهره‌ای "قاطع" و "مدافع آزادی" برای مخاطب داخلی آمریکا است. این در حالی است که کارنامه عملی او، از خروج از برجام تا تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه مردم ایران، نشان می‌دهد که دغدغه اصلی‌اش نه حقوق بشر، بلکه فشار حداکثری و امتیازگیری سیاسی بوده است. در این چهارچوب، ایران و مسائل داخلی‌اش به ابزاری برای رقابت‌های سیاسی آمریکا تقلیل می‌یابد. ابزاری که هزینه‌هایش را مردم ایران و منطقه و نه سیاستمداران آمریکایی می پردازند.

در مجموع، موضع‌گیری ترامپ حامل پیامی روشن است و تاکید دارد آمریکا همچنان خود را محق می‌داند که در بزنگاه‌های حساس، از نارضایتی‌های داخلی کشورها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. از منظر منافع ملی ایران، نقد این رویکرد نه به معنای انکار مشکلات داخلی یا نادیده گرفتن مطالبات مردم، بلکه به معنای دفاع از این اصل است که حل این مشکلات باید از مسیرهای درون‌زا، گفت‌وگوی ملی و اصلاحات داخلی و نه از مسیر تهدید و دخالت خارجی بگذرد. تجربه تاریخی ایران و منطقه نشان داده که هر جا پای مداخله خارجی باز شده، نه تنها مشکلات حل نشده، بلکه بحران‌ها عمیق‌تر شده‌اند.

بنابراین، اظهارات ترامپ را باید بیش از آنکه نشانه حمایت از مردم ایران دانست، تلاشی برای اعمال فشار سیاسی، ارسال پیام قدرت و مصرف داخلی در آمریکا ارزیابی کرد. چنین موضع‌گیری‌هایی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت توجه رسانه‌ای ایجاد کند، اما در بلندمدت نه به نفع مردم ایران، نه به نفع ثبات منطقه و نه حتی به نفع نظم بین‌المللی هستند. از نگاه منافع ایران، پاسخ به این رویکرد، تقویت انسجام داخلی، تفکیک مطالبات واقعی مردم از پروژه‌های مداخله‌گرانه خارجی و تأکید مستمر بر حق حاکمیت و استقلال ملی است. مسیری که هرچند دشوار، اما کم‌هزینه‌تر و پایدارتر از نسخه‌هایی است که از بیرون و با زبان تهدید تجویز می‌شوند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات