شماره ۳۱
«عینک دودی»؛ میان ماه من تا ماه گردون...

صبح برنامه برق من را چک کردی. امروز قطعی برق نداری و آدم خوشحالتری هستی. داری توی خیابانها و اتوبانهای شهر زیبایمان تهران رانندگی میکنی، یک هو میبینی بنری زدند به گندگی عرض اتوبان و فلان بازیگر دارد با سبیلش به تو اخم میکند. اول از خودت میپرسی که، عه؟! این سریال را کدام پلتفرم دارد پخش میکند؟
فرارو – محسن صالحیخواه؛ نه خیلی قدیم، همین چند سال پیش یکی از دعواهای سینماییجماعت با صداوسیما این بود که چرا تیزر فیلمهای ما از تلویزیون پخش نمیشود. یا اگر پخش میشود، چرا کم پخش میشود. مگر ارث پدرتان است که هر طور عشقتان میکشد با فیلمهای ما رفتار میکنید؟ البته که واقعیت نشان میداد ارث پدرشان است. اما کسی زورش به آنها نمیرسید، نمیرسد و نمیخواهد رسید. مثل آن سازمان گندهای که بیشتر سینماهای کشور به نامش سند خورده و عشقش نکشد به فیلمی که پروانه ساخت و نمایش گرفته، سالن نمیدهد. کلاً همه چیز عشقیست. اگر پروانه ارشاد «ماه من» باشد، عشق کردن یا نکردن آنها هم «ماه گردون» است. اینجا ادبیات فارسی به کمکمان میآید: «میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا اسمان است.»
اما چرخ [همان ماه] گردون خیلی هم نچرخید تا این وضعیت تا حد زیادی عوض شد. هر چرخِ گردون را ۳۶۵ روز و چهار سال یک بار ۳۶۶ روز در نظر بگیریم، کلاً چندتا از این سیصدوچندروزها گذشت که کارشان به اینجا رسید. صبح برنامه برق من را چک کردی. امروز قطعی برق نداری و آدم خوشحالتری هستی. داری توی خیابانها و اتوبانهای شهر زیبایمان تهران رانندگی میکنی، یک هو میبینی بنری زدند به گندگی عرض اتوبان و فلان بازیگر دارد با سبیلش به تو اخم میکند. اول از خودت میپرسی که، عه؟! این سریال را کدام پلتفرم دارد پخش میکند؟ بروم ببینم چیست که بعداً از تلگرام دانلود کنم. اما ترافیک که کمی جلوتر میرود، میبینی ای دل غافل! زیرِ بنر آرم سیمافیلم خورده! سریال صداوسیماست. همان سازمانی که شما توی دورترین روستای کشور هم تلویزیون نارنجی ۱۴ اینچ سیاهوسفید داشته باشی، پیچش را بچرخانی چندتا کانالش را مفت و مجانی میبینی. اگر ستاپباکس داشته باشی که چه بهتر. کانالهایش بیشتر هم هست. یعنی کانالهای بیشتری داری که هیچی ندارد.
این سازمان عریض و طویل چرا کارش به اینجا رسیده که بنر سریالهایش را بزند گوشه خیابان؟! یعنی انقدر اوضاعش خراب شده؟! به نظرم بیا نیمه پر لیوان را ببینیم. احتمالاً میخواهند برای هر چه بیشتر دیده شدن محتوای تولیدی، از تمام ابزارهای نوین تبلیغاتی استفاده کنند. چرا همیشه سینک، گاز، ماءالشعیر، تبلیغ خمیردندان با کریم باقری؟! یک بار هم سریال صداوسیما.
تا میآیی با نیمه پر لیوان ارتباط برقرار کنی، یادت میآید همین سازمان، یک سازمانی زیر خودش دارد که پایش روی خرخره پلتفرمهاست. این که چرا یک سازمان ذینفع، خودش روی رقبایش نظارت میکند هم عجیب است هم باحال. قبول کن این چیزها نمک زندگیست. اگر این هیجانها نباشد که زندگی خیلی یکنواخت میشود. ولی بیایید با هم صادق باشیم، این حجم از خرابکاری واقعا هنر است. هر کسی توانایی این مدل خراب کردن را ندارد.