نشریات بینالمللی از چاپ مقالات سر باز می زنند
قربانی جدید تحریمها

بنابه گفته یک مقام مسئول، مسائل سیاسی خواهناخواه تمامی حوزهها از اقتصاد گرفته تا فرهنگ و دانش را تحتتأثیر قرار میدهند و در یکی دو دهه گذشته ۲۵ تا ۳۰ درصد مقالات علمی فرهیختگان کشور به دلیل مسائل سیاسی و از جمله به این دلیل که از کشور ایران ثبت میشوند، بدون اینکه داوری علمی روی آنها صورت بگیرد، مهر مردودی میخورند.
فراروـ افسانه رحیمیان؛ در اوایل شهریورماه خبری با مضمون «امتناع نشریات بین المللی از چاپ مقالات دانشمندان ایرانی به دلیل تحریمها» در برخی خبرگزاریهای داخلی از قول شاهین آخوندزاده، معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت منتشر شد که مخاطبش جامعه دانشگاهی بود.
به گزارش فرارو، بنابه گفته این مقام مسئول، مسائل سیاسی خواهناخواه تمامی حوزهها از اقتصاد گرفته تا فرهنگ و دانش را تحتتأثیر قرار میدهند و در یکی دو دهه گذشته ۲۵ تا ۳۰ درصد مقالات علمی فرهیختگان کشور به دلیل مسائل سیاسی و از جمله این که از کشور ایران ثبت میشوند، بدون اینکه داوری علمی روی آنها صورت بگیرد، مهر مردودی میخورند.
اظهارات معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت بر این نکته هم تأکید دارد که گویا پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دشمنیهایی علیه پیشرفت علمی کشور شکل گرفته و کشورها شمشیر را برای چاپ نکردن مقالات ایرانی از رو بستهاند تا پژوهشگری مقاله ارسال میکند، میگویند ایران تحریم است و ما آن مقاله را منتشر نمیکنیم.
این اظهارات ما را به این میرساند که ما از جنگ اقتصادی وارد جنگ علمی شدهایم، درحالیکه قرار نبود بازی سیاسی وارد عرصه علمی شود.
تحریم علمی، پدیده نوظهوری نیست
درست مهرماه ۱۳۸۹ بود که خبر لغو آزمون تافل در ایران به دلیل تحریمهای آمریکا منتشر شد. این آزمون که یکی از معتبرترین معیارهای سنجش زبان انگلیسی در دنیاست، اولین هشداری بود که غرب سعی کرد با نشان دادن چراغ قرمز خطر تحریمهای علمی را به ایران گوشزد کند. همین موضوع باعث شد سایت دویچهوله از این ماجرا بهعنوان «زنگ خطر» یاد کند و بنویسد: «کارشناسان میگویند لغو برگزاری آزمون تافل در ایران زنگ خطری برای شروع تحریمهای علمی ایران است.»
اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، ماجرای تحریمهای علمی به صورت واضحتر در زمان ریاستجمهوری اوباما پررنگتر و آشکارتر بروز کرد. اردیبهشتماه سال ۹۲ مجله Science Insider که معمولا اخبار و سیاستهای علمی را منتشر و تجزیه و تحلیل میکند، طی مقالهای به قلم الیوت مارشال مدعی شد که از ژورنالهای علمی خواسته شده به تحریمهای آمریکا علیه ایران بپیوندند. مردادماه همان سال گروه انتشاراتی تیلور و فرانسیس (Taylor & Francis) که یکی از ناشران شناختهشده و مهم مجلات و کتب علمی است، از مجلات زیرمجموعه خود خواست ضمن رعایت مقررات تحریمی ایران که از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا وضع شده، از انتشار مقالات ایرانی خودداری کنند.
تاکید فراوان آمریکاییها به تحریمهای علمی ایران در این سالها درحالی بود که به ادعای آمریکاییها تحریمها هوشمندانه بوده و تنها بخشهای نظامی و هستهای کشور را هدف گرفته است، اما هدف اصلی آنها جلوگیری از پیشرفت ایران در عرصههای علمی و فناوری و بهتبع آن پیشرفتهایی است که ایران میتوانست در ذیل توسعه علمی دست یابد. البته ماجرای تحریمهای علمی تنها محدود به مجلات علمی نبود و حتی به تحریم دانشگاههای کشور نیز کشیده شد.
منصور غلامی، وزیر علوم کشور در بهمنماه ۹۷ با اشاره به تحریم دو دانشگاه برتر کشور نوشت: «متاسفانه برخی دانشگاههای داخلی کشور از سوی کشورهای خارجی تحریم شدهاند.»
در سالهای پس از ۲۰۰۰، بهویژه بعد از تصویب قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامه هستهای ایران، تعدادی از دانشگاههای ایرانی به ویژه دانشگاههای صنعتی شریف و شهید بهشتی تحت تحریمهای بینالمللی قرار گرفتند. این تحریمها شامل محدودیتهای مالی، ممنوعیت برگزاری کنفرانسها و همایشهای بینالمللی در ایران، محدودیت در همکاریهای علمی با دانشگاههای خارجی و مشکلات در دسترسی به منابع علمی و آموزشی معتبر بود.
پیامدهای تحریمهای بینالمللی بر جامعه علمی
تحریمها باعث کاهش انتشار مقالات علمی، محدودیت در دسترسی به منابع بینالمللی، و کاهش همکاریهای علمی بینالمللی هم میشوند که در نهایت افت رتبه دانشگاههای ایران در سطح جهانی را سبب میشود. همچنینعدم دسترسی به پایگاههای اینترنتی بینالمللی خود باعث گسیل شدن خیل نخبگان و پژوهشگران به خارج از کشور میشود که خسرانی عظیم است.
اما چه باید کرد؟ مسئولان مربوط معتقدند در این محاصره علمی، پژوهشگران میتوانند مقالات خود را به مجلات کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین ارسال کنند که از تحریمها تأثیر نپذیرفتهاند و فرصت چاپ بیشتری دارند.
در چنین شرایط ناعادلانهای که مسائل سیاسی حوزههای علمی را نیز قربانی خود میکنند، پروژههای علمی محققان ایرانی چطور میتوانند در عرصههای بینالمللی دیده شوند؟ آیا با برندسازی مجلات علمی داخلی میتوان شور و نشاط و رقابت علمی را به محققان بازگرداند؟