وضعیت باورنکردنی علیرضا جهانبخش
تیم ملی ایران در جامجهانی ۲۰۰۶ با مجموعهای راهی آلمان شد که کلی لژیونر در آلمان و ایتالیا و انگلیس داشت، اما امروز فوتبال ایران در هیچیک از پنج لیگ برتر اروپا نماینده ندارد و شرایط کاپیتان پرادعای آن هم همینی است که میبینید! اگر بگوییم به حال این فوتبال باید گریست، آیا اغراق کردهایم؟
«دور از شأن»؛ این شاید کاملترین توصیف برای شرایط فعلی علیرضا جهانبخش در تیم باشگاهیاش باشد. کاپیتان تیم ملی ایران که در یک دهه گذشته به طور پیوسته در حال سقوط فنی بوده، ابتدای فصل جدید در یک موقعیت تکراری قرار گرفت؛ این که تیم نداشت و با پیشنهاد درست و حسابی هم مواجه نبود. سال گذشته که جهانبخش در وضع مشابهی قرار داشت، عضویت در تیم پایین جدولی هیرنفین در لیگ هلند را پذیرفت. این انتخاب از نظر فنی چنان عجیب و زیر سوال بود که جهانبخش در توجیه آن مدعی شد منتظر است دوران اقامتش در اروپا تکمیل شود و بتواند پاسپورت بلژیکی بگیرد. امسال اما حتی از همان توجیهات هم خبری نبود و جهانبخش در انتخابی به مراتب بدتر، راهی تیم دندر در قعر جدول فوتبال باشگاهی بلژیک شد!
جایگاه فوتبال بلژیک طوری است که سالها پیش زمانی که ستارههایی مثل علیرضا امامیفر، داریوش یزدانی و... آنجا توپ میزدند، حتی مهمترین درخششهایشان هم بازتاب زیادی در فضای رسانهای ایران نداشت، چرا که عمده توجهات در آن زمان معطوف به سوپراستارهایی بود که در لیگهای معتبر اروپایی نظیر بوندسلیگای آلمان توپ میزدند. حالا اما کار فوتبال ایران به جایی رسیده که کاپیتان تیم ملیاش باید در چنین لیگی فعالیت کند و تازه در عضویت تیمی باشد که با قاطعیت به قعر جدول ردهبندی چسبیده و از همین حالا سقوطش به دسته پایینتر حتمی است!
لیگ بلژیک ۱۶ تیم دارد که ۴ تیم از آن به دسته پایینتر سقوط میکنند. دندر هماکنون با ۱۳ امتیاز از ۲۰ بازی و تفاضل گل منفی ۱۸ در رده شانزدهم قرار گرفته و تا منطقه فرار از سقوط، ۱۰ امتیاز فاصله دارد. آنها در کل فصل تنها صاحب دو پیروزی شدهاند که حقیقتا جای تقدیر و تشکر دارد! به هر حال با توجه به این که جهانبخش از سرمربی دندر چند ماه بزرگتر است و تجربیات بیشتری دارد، میتواند او را راهنمایی کند که در ادامه مسیر موفقتر باشد!
این وضع کلی تیمی است که جهانبخش –مبدع و پدید آورنده اصطلاح «نسل طلایی»- آن را برای ادامه مسیرش انتخاب کرده و کلی هم خوشحال است که هنوز دارد در اروپا توپ میزند. اوضاع اما زمانی جالبتر میشود که عملکرد فنی و فردی خود جهانبخش را مرور میکنیم. او در همین تیم مجموعا ۲۸۲ دقیقه به میدان رفته که اغلب هم به عنوان بازیکن ذخیره و جانشین بوده است. جهانبخش در این مدت هیچ گلی نزده و تنها یک پاس گل داده که آن هم در لیگ نبوده و مربوط به جام حذفی میشده است. اگر مایل هستید هر چه بیشتر از عمق فاجعه مطلع شوید، بد نیست بدانید در آخرین بازی دندر در لیگ که به تساوی یک بر یک هم انجامید، جهانبخش در دقیقه ۹۰ به میدان آمده؛ تعویضی که پس از ۱۰ نفره شدن دندر رخ داده و به احتمال فراوان جنبه اتلاف وقت داشته تا همان یک امتیاز ارزشمند هم از کف این تیم نرود!
همه اینها در حالی است که ما در سال جامجهانی هستیم. تیم ملی ایران در جامجهانی ۲۰۰۶ با مجموعهای راهی آلمان شد که کلی لژیونر در آلمان و ایتالیا و انگلیس داشت، اما امروز فوتبال ایران در هیچیک از پنج لیگ برتر اروپا نماینده ندارد و شرایط کاپیتان پرادعای آن هم همینی است که میبینید! اگر بگوییم به حال این فوتبال باید گریست، آیا اغراق کردهایم؟