کریدور نخجوان؛ راهی بهسوی همگرایی یا میدان تنش جدید؟
آیا قمار پرریسک آمریکا در قفقاز نتیجه خواهد داد؟

نشست ۸ اوت میان نخستوزیر ارمنستان و رئیسجمهور آذربایجان در واشنگتن به توافقی چارچوبی انجامید که میتواند به دههها منازعه پایان دهد و زمینهساز صلح پایدار در قفقاز جنوبی شود. این توافق، با حمایت آمریکا، فرصتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی تازهای میگشاید، اما چالشهایی جدی همچون کریدور نخجوان، اصلاح قانون اساسی ارمنستان، بیاعتمادی متقابل و مخالفت روسیه و ایران پیشِروست.
فرارو- جفری منکوف، پژوهشگر برجسته اندیشکده مطالعات راهبردی دانشگاه دفاع ملی ایالات متحده
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، نشست ۸ اوت در واشنگتن میان نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان و الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، نقطه عطفی در کشمکش چند دههای این دو همسایه قفقاز جنوبی به شمار میرود. دو کشور یک توافقنامه چارچوبی امضا کردند که میتواند به نزاعی پایان دهد که ریشههای آن پیش از استقلالشان از اتحاد جماهیر شوروی آغاز شده بود. این توافق همچنین میتواند درهای تجارت و سرمایهگذاری منطقهای را بگشاید و ایالات متحده را به بازیگری مهم در منطقهای تبدیل کند که سالها تحت نفوذ روسیه، ترکیه و ایران قرار داشت.
واشنگتن در قفقاز جنوبی؛ از روایت عقبنشینی تا دیپلماسی پرریسک
این توافق مقدماتی که ماهها برای تحقق آن تلاش شده بود، یکی از جدیترین ورودهای واشنگتن به حوزه پساشوروی را نمایندگی میکند. امضای این توافق، روایت رایج مبنی بر اینکه دولت ترامپ بهدنبال عقبنشینی از تعهدات بینالمللی یا واگذاری حوزه نفوذ به کرملین است را پیچیدهتر کرده است. با این حال، توافق همچنان ناقص مانده و خطرات واقعی برای منطقه و ایالات متحده در خود دارد.
توافق چارچوبی نشان میدهد هر دو طرف به این جمعبندی رسیدهاند که زمان برای جستوجوی صلحی پایدار فرا رسیده است؛ صلحی که نهتنها میتواند به نزاع دیرینه میان باکو و ایروان پایان دهد، بلکه بر گسستهای جغرافیایی و سیاسیای غلبه کند که قفقاز جنوبی را دههها گرفتار کرده است. یک مقام دخیل در این روند گفت دولت ترامپ انتظار دارد معاهده صلح نهایی تا پایان سال ۲۰۲۶ امضا و تصویب شود. با این حال، تحقق این هدف مستلزم آن است که همه طرفها از جمله ایالات متحده به تعهدات خود عمل کنند و به پرسشهای بیپاسخ پاسخ دهند.
نزاع میان ارمنستان و آذربایجان سالها دلیل اصلی تکهتکه شدن قفقاز جنوبی و حاشیهنشینی راهبردی آن بوده است. این نزاع همچنین سلطه روسیه بر منطقه را ممکن کرده است، زیرا مسکو از دهه ۱۹۹۰ تلاش کرده مانع هر راهحل نهایی شود و دو طرف یعنی باکو و ایروان را وادار کند به کرملین بهعنوان داور و تأمینکننده امنیت تکیه کنند. مداخله روسیه از یکسو مانع تشدید درگیری شد اما از سوی دیگر اجازه نداد راهحلی پایدار شکل بگیرد که به دو کشور امکان دهد سرنوشت خود را تعیین کنند.
از شکست قرهباغ تا فرصت صلح؛ ارمنستان و آذربایجان در بزنگاه تاریخی
پیروزی قاطع آذربایجان در جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ و بازپسگیری آخرین بخشهای قرهباغ کوهستانی تحت کنترل ارامنه در اواخر ۲۰۲۳ واقعیتی تازه ایجاد کرد. پاشینیان دریافت که شکست سنگین نظامی، از دست رفتن قرهباغ و فرار ساکنان ارمنی آن نهتنها صلح را ضروری کرده، بلکه فرصتی تاریخی برای پایان دائمی منازعه فراهم آورده است. در حالی که ایروان مشتاق توافق بود، باکو مدتی طولانی مردد ماند. رهبران آذربایجان میدانستند برگهای برنده در دستشان است و میتوانند خواستههای حداکثری مطرح کنند.
با این حال، خطوط کلی توافق صلح مدتهاست مشخص شده است: شناسایی متقابل تمامیت ارضی (از جمله پذیرش کنترل آذربایجان بر قرهباغ کوهستانی سابق)، تعیین مرزها صرفنظر از دعاوی حقوقی و عادیسازی روابط دیپلماتیک. باکو و ایروان در ماه مارس اعلام کردند که بر سر چارچوب چنین توافقی به تفاهم رسیدهاند. اکنون، دو کشور با پشتیبانی آمریکا باید از این چارچوب فراتر روند و یک معاهده صلح پایدار امضا کنند.
با این حال، موانع کلیدی همچنان باقی ماندهاند. درخواست باکو برای ایجاد کریدوری از خاک ارمنستان بهمنظور اتصال بخش اصلی آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان و نیز ضرورت اصلاح قانون اساسی ارمنستان تا دولتهای آینده ناگزیر به پذیرش از دست رفتن قرهباغ کوهستانی شوند، از مهمترین چالشها به شمار میروند. در کنار این، بسیج ملیگرایانه علیه ارمنستان همچنان یکی از پایههای مشروعیت سیاسی علیاف محسوب میشود.
کریدور نخجوان؛ گرهسخت مذاکرات صلح قفقاز
موضوع کریدور نخجوان حساسترین بخش مذاکرات بود. نه ارمنستان و نه آذربایجان تمایلی نداشتند که نیروهای روسی تأمین مسیر ترانزیت را برعهده بگیرند؛ وظیفهای که طبق توافق آتشبس ۲۰۲۰ به مسکو سپرده شده بود. ایروان هرگونه حضور خارجی را تهدیدی علیه حاکمیت خود میدانست، در حالی که باکو بر دسترسی بدون مانع به نخجوان پافشاری میکرد. تهدیدهای آذربایجان برای تصرف نظامی این مسیر و مناطق اطراف آن در خاک ارمنستان نیز گره کار را کورتر کرد. در این میان، یکی از عناصر کلیدی دیپلماسی پشتپرده واشنگتن پیشنهادی بود که ایالات متحده حق انحصاری توسعه و مدیریت کریدور را بر عهده گیرد.
یک توافق صلح جامع میان ارمنستان و آذربایجان منافع عظیمی برای منطقه خواهد داشت. این توافق، آذربایجان را در برابر احیای دوباره مسئله قرهباغ ایمن میکند و همزمان ارمنستان را از خطر تجاوز باکو برای تصرف کریدور نجات میدهد. در قالب چنین صلحی، آذربایجان به شراکت راهبردی نزدیکتری با واشنگتن دست خواهد یافت؛ شراکتی که سرمایهگذاری در بخش انرژی و زیرساخت از جمله طرح کابل فیبر نوری فراخزر و لغو محدودیتهای همکاری دفاعی را به همراه خواهد داشت و دست باکو را در برابر رقبای منطقهای چون روسیه و ایران تقویت خواهد کرد. ارمنستان نیز از همکاری امنیتی نزدیکتر با آمریکا و گشایش مرزهای بسته با آذربایجان و ترکیه سود خواهد برد؛ مرزهایی که از دهه ۱۹۹۰ به روی این کشور بسته ماندهاند.
با گشایش مرزها، ارمنستان فرصت خواهد یافت که به شبکههای تجارت و ترانزیت منطقهای؛ شبکههایی که سالها از آن کنار گذاشته شده بود دوباره متصل شود و از مزایای اقتصادی آن بهرهبرداری کند. عادیسازی روابط با ترکیه نیز میتواند به سرعت در دستور کار قرار گیرد، هرچند سایه سنگین تنشهای تاریخی و بهویژه کشتار گسترده ارامنه در جنگ جهانی اول همچنان بر روابط دو کشور سنگینی میکند.
باز شدن مسیرهای ترانزیت نهتنها به رفع تکهتکهگی دیرینه قفقاز جنوبی کمک خواهد کرد، بلکه جایگاه منطقه را بهعنوان حلقهای حیاتی میان اروپا و آسیا تقویت خواهد کرد. علاوه بر آن، توسعه «کریدور میانی»؛ مسیری که از چین آغاز میشود، از آسیای مرکزی و دریای خزر عبور میکند و به اروپا میرسد، جذابیت اقتصادی منطقه را دوچندان خواهد کرد. این کریدور، که واشنگتن مدتهاست توسعه آن را بهعنوان راهی برای کاهش نفوذ روسیه در اوراسیا دنبال میکند، اکنون میتواند با صلح قفقاز جنوبی شتابی تازه بگیرد.
قمار پرریسک آمریکا در قلب قفقاز جنوبی
با وجود همه منافعی که یک توافق دائمی میتواند برای باکو، ایروان و کل قفقاز جنوبی رقم بزند، مسیر رسیدن به آن همچنان دشوار و پرپیچوخم است. پایبند نگهداشتن هر دو کشور تا لحظه امضا و تصویب معاهده نیازمند مراقبت و پیگیری مداوم خواهد بود. در باکو، هرگونه تأخیر یا شکست در عملیشدن وعده ها از جمله لغو محدودیتهای همکاری امنیتی آمریکا–آذربایجان در کنگره میتواند انگیزهها را برای ادامه مسیر صلح تضعیف کند. در ایروان نیز، هرچند دولت پاشینیان به توافق وفادار است، اما بیثباتی سیاسی و حتی زمزمههای «کودتا» از سوی مخالفان توافق، میتواند همهچیز را به خطر اندازد.
توافق چارچوبی هنوز برخی نگرانیهای بنیادی ارمنستان را رفع نکرده است: خروج نیروهای آذربایجان از بخشهای کوچکی از خاک ارمنستان که همچنان در کنترل دارند، تعیین تکلیف وضعیت هزاران پناهجوی ارمنی قرهباغ و فشار باکو برای تغییر قانون اساسی ایروان. از سوی دیگر، سطح اعتماد میان دو ملت پس از سه دهه جنگ و ویرانی متقابل در پایینترین حد قرار دارد. روند صلح تا امروز عمدتاً از بالا به پایین پیش رفته است؛ اما جلب حمایت از پایین یعنی جامعه مدنی و مردم عادی فرآیندی بسیار زمانبرتر و دشوارتر خواهد بود.
اما چالش دیگری نیز از تصمیم واشنگتن برای پررنگتر شدن در قفقاز جنوبی برمیخیزد: هم روسیه و هم ایران حتی حضور صرفاً تجاری ایالات متحده در این منطقه را خصمانه میدانند. حملات روسیه به تأسیسات انرژی آذربایجان در اوکراین، درست پس از مراسم امضا در کاخ سفید، پیام روشنی از نارضایتی کرملین بود. تهران هم هشدار داده که حضور آمریکا در قفقاز خط قرمزی است که تحمل نخواهد کرد.
با این حال، جنگ فرسایشی روسیه در اوکراین فرصتی کمسابقه در اختیار آمریکا و دیگر قدرتهای خارجی قرار داده است تا معادلات منطقهای را در جغرافیایی که مسکو همچنان «حیاط خلوت» خود میداند، تغییر دهند. با وجود این، نگرانی در میان ناظران محلی پابرجاست: جاهطلبی روسیه برای هژمونی منطقهای هرگز از بین نرفته و کرملین ممکن است پس از رهایی نیروهایش از باتلاق اوکراین، بهدنبال تسویهحسابی تازه در قفقاز و فراتر از آن برآید.
در ماههای اخیر، روابط روسیه و آذربایجان به جنگ لفظی کشیده شده است؛ پس از آنکه پدافند هوایی روسیه یک پرواز مسافربری خطوط هوایی آذربایجان را سرنگون کرد و جان ۳۸ نفر را گرفت. همزمان، هواداران پاشینیان، مسکو را به طراحی توطئههایی برای براندازی نخستوزیر ارمنستان متهم میکنند. روسیه همچنان ابزارهای نفوذ قدرتمندی در ایروان دارد: از سلطه بر اقتصاد گرفته تا کنترل زیرساختهای حیاتی مانند تنها نیروگاه هستهای کشور و شبکههای نفوذ عمیق در کلیسای رسولی ارمنی.
کاخ سفید امیدوار است ترکیبی از سرمایهگذاریهای تجاری آمریکا و همکاری امنیتی نزدیکتر با باکو و ایروان، بازدارندگی کافی ایجاد کند تا مسکو و تهران نتوانند نظم نوپای منطقه را به چالش بکشند. اما این یک قمار پرریسک است. اگر واشنگتن در این بازی بازنده شود، پرسش اساسی باقی خواهد ماند: آیا ایالات متحده آماده است ریسک درگیری مستقیم با روسیه یا ایران در قفقاز را به جان بخرد؟
با وجود این نگرانیها، توافق چارچوبی ارمنستان و آذربایجان گامی مهم بهسوی پایان یکی از تلخترین منازعات منطقه است. رسیدن به این نقطه نیازمند شجاعت سیاسی در باکو و ایروان و همچنین پشتکار و خلاقیت از سوی ایالات متحده است. به هر شکل، این توافق آغازگر دورهای تازه در قفقاز جنوبی به شمار میرود.