طرز درست همدردی با دیگران چگونه است؟

همدلی واقعی با دیگران در روایت تجربههای شخصی خلاصه نمیشود، بلکه در گوش دادن عمیق، توجه کامل و ایجاد فضایی امن برای بیان احساسات طرف مقابل معنا پیدا میکند.
فرارو- بسیاری از افراد برای دلداری دادن یا همدلی با دیگران از جمله «من هم همینطور» استفاده میکنیم، اما کارشناسان میگویند این جمله هرچند با نیت خوب گفته میشود، در عمل تمرکز را از فرد بردمیدارد و مانع از برقراری ارتباطی واقعی میشود.
به گزارش فرارو به نقل از سی ان بی سی، جملاتی مانند «من هم در این شرایط بودم» یا «من هم همینطور» در نگاه اول میتوانند نشانه درک و همراهی به نظر برسد، اما در واقع باعث میشوند تمرکز از مشکل یا احساس طرف مقابل به تجربه شخصی ما منتقل شود. در حالی که همدلی واقعی به معنای مقایسه یا روایت داستانهای موازی نیست؛ بلکه اساس آن بر شنیدن عمیق و بیقید و شرط استوار است.
وقتی فردی با ما درد دل میکند، معمولاً به دنبال شنوندهای است که به احساساتش بها دهد، نه کسی که به سرعت گفتگو را به سمت تجربههای خود ببرد. در حقیقت، گوش دادن با تمام وجود همان چیزی است که میتواند رابطهای عمیقتر و انسانیتر بسازد.
۱. ضمن توجه کامل، زبان بدن خود را کنترل کنید
اولین گام برای نشان دادن همدلی، کنار گذاشتن حواسپرتیهاست. گوشی موبایل را کنار بگذارید، نوتیفیکیشنها را خاموش کنید و تمام تمرکز خود را به فرد مقابل اختصاص دهید. زبان بدن نیز به اندازه کلمات اهمیت دارد. توجه کنید که بدنتان چه پیامی ارسال میکند: آیا شانههایتان منقبض است یا رها؟ آیا دستانتان بسته و حالت دفاعی دارد یا باز و صمیمی؟ تنفس عمیق و آرامش در حرکات میتواند به طرف مقابل این حس را بدهد که در فضایی امن قرار دارد و میتواند بدون ترس از قضاوت، احساساتش را بیان کند.
۲. از کلمات یا استعارههای کلیدی او استفاده کنید
وقتی فردی تجربهای را توصیف میکند، معمولاً از واژهها یا استعارههایی خاص بهره میگیرد. بازتاب دادن همان کلمات، فرصتی به او میدهد تا عمیقتر به احساساتش فکر کند. برای مثال اگر کسی بگوید: «واقعاً وحشتناک بود»، شما میتوانید با بازتاب همان واژه بپرسید: «چه چیزی در آن موقعیت برایت اینقدر وحشتناک بود؟» یا اگر از «خشم» یا «ناامیدی» سخن گفت، با جملاتی مانند «به نظر میرسد از این شرایط واقعاً عصبانی و خستهای» همراهی خود را نشان دهید. این نوع بازخورد، برخلاف نصیحت کردن یا مقایسه با تجربیات شخصی، نشان میدهد که شما در حال تلاش برای فهم احساسات واقعی او هستید و اهمیت آنچه تجربه کرده را درک میکنید.
۳. از سکوت معذب نشوید
بسیاری تصور میکنند برای نشان دادن توجه باید دائماً صحبت کنند یا پاسخ دهند. در حالی که سکوت میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای همدلی باشد. مکثهای کوتاه سه تا ده ثانیهای نهتنها ریتم طبیعی گفتگو را حفظ میکنند، بلکه فشار خون و ضربان قلب را نیز کاهش میدهند و فضایی برای اندیشیدن عمیقتر فراهم میآورند. در این سکوت است که اعتماد شکل میگیرد و امکان درک متقابل بیشتر میشود. بنابراین، اگر نمیدانید چه بگویید، گاهی بهترین کار این است که هیچ نگویید و اجازه دهید آرامش میان شما جاری شود.
۴. از عبارت «بیشتر برایم بگو» استفاده کنید
یکی از سادهترین اما قدرتمندترین راههای نشان دادن علاقه و توجه، پرسیدن جمله «بیشتر برایم بگو» است. این جمله نه تنها کنجکاوی سالم شما را نشان میدهد، بلکه به فرد مقابل این فرصت را میدهد که مسیر گفتگو را خودش هدایت کند و آنچه برایش مهمتر است بیان نماید. برخلاف پرسشهایی که گفتگو را به سمت علایق ما میکشانند، این عبارت تمرکز را بر نیازها و اولویتهای گوینده حفظ میکند. گاهی خود فرد نیز تا زمانی که شروع به صحبت نکند، از عمق احساساتش آگاه نیست؛ اما این سؤال میتواند دریچهای به بیان واقعیات درونی او باز کند.
چرا گوش دادن اهمیت دارد؟
در بسیاری از گفتگوها، شنیدن به شکلی سطحی و نمایشی اتفاق میافتد. ما تنها وانمود میکنیم که گوش میدهیم و در واقع منتظریم نوبت خودمان برسد تا راهحلها، تجربهها یا نظرهایمان را بیان کنیم. این رویکرد نه تنها همدلی ایجاد نمیکند، بلکه جریان طبیعی فکر و احساس را نیز مختل میسازد. اما زمانی که با صبر، سکوت و توجه واقعی اجازه میدهیم طرف مقابل بدون ترس و محدودیت سخن بگوید، روابط انسانیمان کیفیتی متفاوت پیدا میکنند. چنین شنیدنی میتواند اعتماد، صمیمیت و درک متقابل را عمیقتر کند.
همدلی واقعی یعنی تمرکز بر دیگری، نه بر خود. به جای اینکه با جمله «من هم همین را تجربه کردهام» گفتگو را به سمت تجربههای شخصی ببریم، میتوانیم با زبان بدن باز، گوش دادن عمیق، استفاده از کلمات کلیدی، پذیرش سکوت و پرسیدن «بیشتر برایم بگو» نشان دهیم که واقعاً برای احساسات و تجربههای طرف مقابل ارزش قائل هستیم.
در نهایت، همدلی تنها در کلمات خلاصه نمیشود، بلکه در کیفیت حضور، آرامش و گوش سپردن صادقانه به دیگران شکل میگیرد. اگر این اصول ساده اما عمیق را به کار ببریم، روابط انسانیمان نه تنها صمیمانهتر، بلکه پایدارتر و معنادارتر خواهند شد.