ترنج موبایل
کد خبر: ۹۳۸۲۵۴

از سندروم زن آزاردیده تا استکهلم؛ ابزارهایی برای جرم‌شناسی و دادرسی کیفری

از سندروم زن آزاردیده تا استکهلم؛ ابزارهایی برای جرم‌شناسی و دادرسی کیفری

سندروم استکهلم این سندروم زمانی رخ می‌دهد که قربانی نسبت به فرد آزارگر یا رباینده احساس نزدیکی، وابستگی یا حتی حمایت عاطفی پیدا کند.

پیمان حاج محمودعطار در خبرآنلاین نوشت: سندروم‌ها به‌عنوان الگوهای رفتاری تکرارشونده، می‌توانند در حقوق کیفری و جرم‌شناسی به روشن‌سازی انگیزه‌ها و رفتارهای پیچیده متهمان و بزه‌دیدگان و در نتیجه اتخاذ تصمیمات قضایی دقیق‌تر کمک کنند. 

چکیده: 

در حقوق کیفری و جرم‌شناسی، سندروم‌ها به‌عنوان الگوهای رفتاری یا روانی تکرارشونده مورد توجه هستند. شناخت این الگوها می‌تواند در روشن‌سازی انگیزه‌ها، درک رفتار متهم یا بزه‌دیده، و نیز کمک به تصمیم‌گیری قضایی نقش داشته باشد.

این مقاله به بررسی تعریف، نمونه‌های کاربردی و تفاوت سندروم‌ها با اختلالات روانی و نقشی که در نظام قضایی ایفا می‌کنند، می‌پردازد. 

۱- مقدمه: 

سندروم‌ها (Syndromes) درعلوم روانشناسی و پزشکی به مجموعه‌ای از علائم و نشانه‌ها گفته می‌شود که به‌طور همزمان یا در قالب یک الگوی ثابت ظاهر می‌شوند. در حقوق کیفری و جرم‌شناسی، برخی از سندروم‌ها می‌توانند به عنوان چارچوب تحلیلی برای فهم بهتر رفتارهای پیچیده و غیرمعمول در پرونده‌های کیفری به کار روند. 

۲- تعریف سندروم: 

درزمینه حقوق کیفری از دیدگاه علمی، سندروم به مجموعه‌ای از واکنش‌ها یا الگوهای رفتاری گفته می‌شود که در شرایط خاص به صورت تکرارشونده دیده می‌شود و می‌تواند اطلاعات مهمی درباره وضعیت روانی فرد فراهم کند. درحقوق کیفری، سندروم‌ها به کمک کارشناسان روان‌پزشکی قانونی می‌آیند تا رفتارهای فرد بزه‌کار یا بزه‌دیده را در بستر اجتماعی و روانی تحلیل کنند. 

۳- کاربرد سندروم در پرونده‌های کیفری: 

۳-۱- سندروم زن آزاردیده (Battered Woman Syndrome): 

یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها در حقوق کیفری است که در موارد خشونت‌های خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سندروم برای توضیح رفتار افرادی به کار می‌رود که پس از سال‌ها آزار و خشونت متوالی، در واکنشی شدید چه بسا منجر به قتل یا دفاع از خود می‌شوند. در ایالات متحده، این سندروم در دادگاه‌ها برای توجیه دفاع از خود و تحلیل تصمیمات متهم به‌کار رفته و حتی در رأی‌های قضایی مورد پذیرش قرار گرفته است. 

نمونه‌های قضایی: 

در State v. Kelly، دادگاه عالی نیوجرسی اظهار داشت که شهادت کارشناسی درباره سندروم زن آزاردیده می‌تواند در دفاع متهم ارائه شود و نباید به‌طور خودکار رد شود. 

در R v Lavallee (کانادا)، دیوان عالی کشور استفاده از این سندروم را برای روشن کردن دلایل رفتاری متهم پذیرفت. 

این سندروم ممکن است به توجیه دفاع «دفاع مشروع» یا «دفاع شبه‌مستقیم» کمک کند، مخصوصاً در شرایطی که ترس مزمن و سابقه خشونت مداوم اثبات شود. 

۳-۲- سندروم استکهلم (Stockholm Syndrome) این سندروم زمانی رخ می‌دهد که قربانی (برای مثال گروگان) نسبت به فرد آزارگر یا رباینده احساس نزدیکی، وابستگی یا حتی حمایت عاطفی پیدا کند. اگرچه سندروم استکهلم یک تشخیص بالینی نیست و توسط راهنمای تشخیصی اختلالات روانی به‌عنوان اختلال رسمی شناخته نمی‌شود، اما در مطالعات جرم‌شناسی و حقوقدانان برای توضیح برخی رفتارهای قربانی در برابر آزارگر مورد مطالعه قرار گرفته است. IJLLR Journal

این سندروم اهمیت دارد زیرا می‌تواند در تفسیر شهادت قربانی، عدم همکاری با دادستان، یا تغییر رفتار بزه‌دیده در طول تحقیقات کاربرد داشته باشد. 

۴- سندروم در برابر اختلال روانی در حقوق کیفری: 

باید تمایز روشنی بین سندروم‌ها و اختلالات روانی وجود داشته باشد: ویژگی سندروم اختلال روانی ماهیت الگوی رفتاری یا واکنش در شرایط خاص بیماری روانی با معیارهای تشخیصی مشخص نقش در حقوق الگو برای کمک به تحلیل رفتار می‌تواند موجب‌عدم مسئولیت کیفری یا تخفیف شود. مثال سندروم زن آزاردیده اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در حالی که سندروم‌ها بیشتر ابزار تحلیلی هستند، اختلالات روانی مانند PTSD براساس معیارهای DSM قابل تشخیص و استفاده در نظام قضایی هستند. برخی محققان حتی معتقدند سندروم‌هایی مانند BWS می‌توانند زیرگونه یا بخشی از اختلالات روانی شناخته شده‌ی دیگری باشند. 

۵- نقدها و محدودیت‌ها: 

هرچند سندروم‌ها می‌توانند برای روشن‌سازی رفتارهای پیچیده مفید باشند، اما نقدهایی نیز وجود دارد: 

عدم پذیرش علمی به‌عنوان اختلال رسمی: سندروم‌هایی مانند BWS در DSM به‌عنوان اختلال رسمی پذیرفته نشده‌اند و پژوهش‌های علمی لازم برای تثبیت اعتبار آن‌ها محدود است. 

ریسک ساده‌سازی بیش از حد: 

استفاده از برچسب سندروم ممکن است تجربه فرد را بیش از حد ساده کند یا تفاوت‌های فردی را نادیده بگیرد. 

۶- نتیجه‌گیری: 

سندروم‌ها درحقوق کیفری و جرم‌شناسی به‌عنوان ابزارهای تحلیلی برای کمک به درک رفتارهای پیچیده متهمان و بزه‌دیدگان مطرح هستند. اگرچه سندروم‌ها به‌خودی‌خود نمی‌توانند دلیل قانونی برای بخشودگی کامل مسئولیت ایجاد کنند، اما تشخیص آن‌ها می‌تواند زمینه‌ی کارشناسی قوی‌تری برای تصمیم‌های قضایی فراهم کند. استفاده مناسب از سندروم‌ها می‌تواند عدالت کیفری را انسانی‌تر و دقیق‌تر سازد، به شرط آن که با آگاهی از محدودیت‌های علمی و حقوقی همراه باشد.

 

ارسال نظرات
خط داغ