اساطیر ایران؛ جمشید: نخستین پادشاه اساطیری جهان!
جمشید یکی از مهمترین چهرهها در تاریخ اساطیر ایران به شمار میرود. دوران حکومت او، دورانی سرشار از آرامش و رشد بود، تا اینکه درنهایت با مغرور شدن او، ضحاک بر ایران حاکم شد.
فرارو- اساطیر ایران را باید الهامبخش اساطیر بسیاری از فرهنگهای دیگر در سراسر جهان دانست. این اساطیر که همچنان چشماندازهای جدیدی را به روی تاریخ میگشایند، از مهمترین انواع اساطیر در تاریخ بشر هستند.
به گزارش فرارو، تاریخ اساطیری ایران به سالها پیشاز تاریخ مدون جهان بازمیگردد. این اساطیر که علاوهبر اوستا در ریگودا نیز بازتاب یافتهاند، نشاندهنده قدمت فرهنگ و مدنیت در ایران هستند. دراینبین، اسطوره جمشید از مناظر مختلفی قابل بررسی است.
جمشید: نخستین پادشاه اساطیری جهان
جمشید که در ریگودا با عنوان یَم یا ییمَه شناخته میشود، درواقع نخستین پادشاه اساطیری جهان به معنای حقیقی این کلمه است. دوران پادشاهی جمشید بر جهان، با بذل بیشترین نعمتها برای نوع بشر همراه بوده است. جمشید که درواقع 700 سال بر جهان حکومت کرد، در سالهای پادشاهیاش بر جهان، عدالت را برای همگان به ارمغان آورد. بااینحال، درنهایت به دروغ و تکبر آلوده شد و «فره ایزدی» اش را از دست داد و به دست ضحاک از بین رفت.
جمشید، در دورهای که بر جهان حکومت میکرد، از بالاترین فره ایزدی برخوردار بود. در دوره حکومت او، هیچگونه بیماری و مرگی در جهان وجود نداشت و مردم هرگز دستخوش ناراحتی نمیشدند. در ایران باستان، پادشاه هر کشور نماینده اهورامزدا بر زمین بود و بههمینسبب حفظ فره ایزدی برای حفظ حکومتِ پادشاه، اهمیت بسیار زیادی داشت.
جمشید علاوهبر ایران، در اساطیر هند نیز (که در واقع همریشه اساطیر ایران هستند) از اهمیت ویژهای برخوردار است. بنابر اساطیر هندی، جمشید کسی است که درنهایت مرگ را به بشر نشان میدهد. بنابر این روایتها، که در ریگودا ذکر شدهاند، با افزایش تعداد انسانها بر زمین، جهان در حالت نابودی قرار میگیرد. در چنین شرایطی است که جمشید چگونگی مرگ را به آدمیان نشان میدهد.
بااینحال در ایران باستان، جمشید پادشاهی است که در طول مدت زندگیاش، بیمرگی را برای بشر به ارمغان میآورد. با توجه به اینکه در اساطیر ایرانی، خالی کردن زمین از سکنه کاری است که اهریمن انجام میدهد، جمشید در دوران حکومتش برای سالها بیمرگی را به نوع بشر هدیه میدهد. بنابر این اساطیر، زمانی که دراثر ازدیاد جمعیت، زمین در حال نابودیست، جمشید چوبش را به زمین زده و بهاینشکل جهان را از سمت جنوب گسترش میدهد.
زمانی که زمستانی سخت درپیش بود، اهورامزدا به جمشید تذکر داد و از وی خواست تا نوع بشر را بههمراه گونههایی از حیوانات به جهان زیرین برده و تا پایان زمستان در دل زمین بمانند. جمشید حفرهای را در زمین کند و علاوهبر مردم، از هرگونه جانور و گیاهی نیز، نمونهای را با خود به اعماق زمین برد؛ از این پناهگاه با نام «وَرجَمکَرد» به معنی «جایی که جم ساخت» یاد میشود.
پساز به پایان رسیدن دوره زمستانهای سخت، جمشید بههمراه یارانش از ورجمکرد خارج شده و به سمت «ایرانویج» حرکت میکند. ایرانویج که درواقع گستره حضور آریاییان است، یکی از بهترین مناطق در زمین به شمار میرود و بنابر تعلیمات اوستا، اولین مسکن آریاییان در جهان به شمار میرود. عدهای ایرانویج را حوالی خوارزم و عدهای نیز آن را در نزدیکی آذربایجان ایران میدانند؛ بااینحال هیچکدام از این روایتها قابل تایید نیستند.
جمشید علاوهبر آهنگری، ریسندگی و بافندگی را نیز به مردمان آموزش داده و آنان را برای مبارزه با دیوها آماده میکند. درضمن، فنون خانهسازی و سفالگری نیز در زمان جمشید و به دستور وی به وجود آمدند. جمشید با پیروزی بر دیوها، آنان را به خدمت خود درآورد و از آنها برای خانهسازی استفاده کرد.
علاوهبر این، جمشید جام جهاننمایی داشت که با نگاه کردن در آن، به اوضاع جهان واقف میشد. درضمن، او دستور به ساخت تختی دادی و آن را بر پشت دیوها نهاد و با این تخت به اوج آسمانها رفت. بنابر روایتی، جمشید در روز یکم فروردین به آسمان رفت و ایرانیان در ادامه این روز را بهعنوان نوروز جشن گرفتند.
در روزگاری که تاریخ ایران رو به فراموشی میرفت، عدهای به اشتباه به پارسه نام تختجمشید را دادند.