هیچ مراسمی از جشن و شادی گرفته تا مراسمات مذهبی در چیاپاس بدون کوکا کولا برگزار نمی شود. طبق بررسی های انجام شده 15درصد کودکان یک یا دو ساله در چیاپاس به طور مرتب کوکا کولا می نوشند.
در مورد
در فرارو بیشتر بخوانید
۶۳۱ مطلب
هیچ مراسمی از جشن و شادی گرفته تا مراسمات مذهبی در چیاپاس بدون کوکا کولا برگزار نمی شود. طبق بررسی های انجام شده 15درصد کودکان یک یا دو ساله در چیاپاس به طور مرتب کوکا کولا می نوشند.
به گفته سرهنگ کریمی، بخش عمده ای از مواد مصرفی در باشگاه های بدنسازی تحت عنوان مواد نیروافزا در دسته مواد روان گران قرار می گیرند.
این مرد گفت: وقتی دخترم برگشت من خیلی عصبانی شدم و گفتم چرا بدون اینکه به من بگوید به سفر رفته است. من و نسترن دوباره با هم دعوا کردیم و درگیری بالا گرفت. او بهسمت من حمله کرد و وسایل خانه را شکست و من که دیگر نمیتوانستم به خشمم غلبه کنم، عصبانی شدم و او را خفه کردم. من از کاری که کردم خیلی پشیمانم، اما کنترل خودم را از دست دادم. هشت سال بود که دخترم اعتیاد داشت و زندگی ما در این مدت سیاه شده بود.
حضور در این کمپها برای نوجوانان رایگان است و آنان در مدت زمان حضور در این کمپها به انجام فعالیتهای مختلف تشویق میشوند. همچنین در جلسات مشاوره فردی، گروهی و خانوادگی شرکت میکنند تا در مورد استفاده آنان از تلفن همراه بحث کنند.
از سال ۹۶ تاکنون این مصوبه اجرا نشده است و عملا دستهایی در کار است که اجازه نمیدهند سیاستهای وضع شده در جهت کنترل مصرف دخانیات تاثیر خود را بر کاهش مصرف بگذارند.
دو هزار نفر از معتادان متجاهر بهدلیل مشکلات روحی، روانی و معلولیتهای حرکتی و همینطور بیماریهای حاد منع پذیرش دارند که باید فکری به حال آنها شود و پیشنهاد دادهایم که طرح تفصیلی منطقه ۱۲ را شهرداری در اولویت قرار دهد و یک ساختمان مناسب نیز به پایگاه پلیس مبارزه با مواد مخدر داده شود تا بتوانیم فعالیت بهتری داشته باشیم.
ستاد مبارزه با مواد مخدر به پیشنهاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی عرضه و توزیع متادون و دیگر داروهای مخدر را به داروخانهها سپرده، که به نظر کارشناسان ایدهای منسوخ است.
در خیابان پیرزنی را دیدم که اشک ریزان و ناله کنان دستانش را رو به آسمان گرفته بود و در حالی که میگفت: خدا لعنت کند کسانی را که مواد مخدر به تو میفروشند تا تو این پیرزن درمانده را برای گرفتن پول کتک بزنی در حالی که من شبهای زیادی را بیدار ماندم تا بزرگ شوی!
دختران خاکسفید از رنجهایشان در این محله میگویند، از اعتیادی که مثل بختک روی آدمها، خانهها و زندگیها افتاده. از ازدواجهای زودهنگام دختران در ۱۴، ۱۵ سالگی. از اجبار برای ازدواج. از خانوادههایی که دخترانشان را رها کردهاند، در پارکها، محلهها، خانهها: «بابای من فکرش مال گذشته است، میگوید دختر نباید درس بخواند، باید شوهر کند، اما مدرسه تنها دلخوشیام است، بنشینم خانه چه کار کنم؟»
روزی متوجه شدم وقتی سر کار هستم او دو خواهر کوچکش را در اتاقی زندانی و در منزل دوستانش را به دورهمیهای مختلط دعوت میکند و در کنار آنها سیگار میکشد و دست به رفتارهای زشتی میزند که از بیان آن شرم دارم.