سحر خواهد شد؟ /درباره عکسی از احوال اینروزهای تهران

«به تحولات منطقه، به حال و وضع این روزهای دنیا نگاه میکنم. به این فکر میکنم که شاید همه اینها فیلم یا خواب باشد. اما مگر خواب هم اینقدر طولانی و آشفته میشود؟ اگر فیلم بود که بالاخره باید ته ماجرا یک بلایی سر «بدمن» فیلم میآمد.»
امیر جدیدی در روزنامه هم میهن نوشت: هر کس در زندگی مشکلات، معضلات، پیچها و خمهایی دارد که نه اساساً به زبان آوردنش کار آسانی است نه یک پله بالاتر اگر بگویدش چیزی حل میشود. با این مقدمه این روزها اینطور است که هر کس احوالم را بپرسد در جوابش میگویم بد نیستم. خیلی وقتها طرف سوالکننده بیتوجه به جوابم حرفهایش را ادامه میدهد و… گاهی اما آن آشنا یا غریب آشنا از سر مهر دلیل «خوب» نبودنم را جویا میشود.
در این جور مواقع دلم میخواهد بدون معطلی در مقام یک سوالشونده حرفهای تن و بدنم را روی صندلی جابهجا کنم، میکروفن را جلوی دهانم تنظیم کنم، صدا صاف کنم، جرعهای آب بنوشم و با صدای خشدار بگویم: سوال دقیق، درست و سختی است. اینکه چرا خوب نیستم البته دلایل متفاوتی دارد. مشخصاً این روزها شاید یکی از هزار دلیل خوب نبودنم فعال شدن مکانیسم ماشه باشد.
به تحولات منطقه، به حال و وضع این روزهای دنیا نگاه میکنم. به این فکر میکنم که شاید همه اینها فیلم یا خواب باشد. اما مگر خواب هم اینقدر طولانی و آشفته میشود؟ اگر فیلم بود که بالاخره باید ته ماجرا یک بلایی سر «بدمن» فیلم میآمد. اصلاً من یک ماشه اینجا میگویم اما باور بفرمایید چند شبانهروز است به این فکر میکنم که چرا اساساً چنین کلمهای با این بار معنایی باید در متن یک توافق نوشته شود.
مگر نه اینکه اساساً ماشه برای چکاندن است؟ به این فکر میکنم که کارگردانهای کاربلد آکساسوار اضافه توی صحنه نمیگذارند. یعنی اگر کارگردانی در صحنهای تبر نشانمان دهد، حتماً تا آخر فیلم یک نفر باید تبر را بردارد و به جایی بزند. اگر چاقو نشانمان دهد حتماً یک نفر باید چاقو بخورد. این چه فیلم و چه کارگردانی است که گرفتارش شدیم. چرا یک نفر پیدا نمیشود که این صفحه نمایش را خاموش کند و… نمیدانم تا اینجای نوشته توانسته باشم به سوالتان جواب داده باشم. اما مشخص است که از روی همین حرفها میتوانید متوجه احوالم شوید؟ خلاصه اینکه این تنها یکی از چشمههای حال این روزهاست. با این همه عادت ندارم بدون امید گفتههایم را به پایان برسانم برای همین دوست دارم از زبان م. امید بنویسم:
عاقبت حال جهان طور دگر خواهد شد
زبر و زیر، یقین، زیر و زبر خواهد شد
این شب تیره اگر روز قیامت باشد
آخرالامر به هر حال سحر خواهد شد